تبليغاتX
روز مرگی های من

 

 به راستی مدیر خوب کیست و خصوصیات این مدیران چیست ؟ این یکی از موضوع هائیست که کارکنان ، سازمانها و مدیران همواره با آن روبه رو هستند. مدیر خوب کسی است که وظایف خود را کاملاً می داند و افزون بر این رئیس و مرئوس خوبی است و از کارهای خود اطلاع کافی دارد. مدیر خوب امریه صادر نمی کند، قدرت رهبری دارد و نه فقط طرز انجام کار بلکه علت انجام کار را نیز توضیح می دهد. دستورات خود را واضح و دوستانه می دهد، داد و فریاد نمی کند، تامطمئن نشود دستوراتش را فهمیده اند کار را شروع نمی کند. برنامه کار را با در نظر گرفتن اطراف و جوانب آن طرح می کند و انجام آن را به عهده اشخاص کاردان می گذارد. بدون امر و تحکم آنها را به کار وامیدارد، کار را منصفانه قسمت می کند، به کار همه کارکنان خود می رسد، صادقانه قضاوت می کند و استحقاق را تنها مبنای قضاوت قرار می دهد، وضع هر فرد را برایش تشریح می کند. از مساعی صادقانه و کاری که بالاتر از متوسط است قدردانی می کند. کارکنانی را که استحقاق تشویق دارند منظور می دارد، در مواردی که کار بد انجام می گیرد یا با شکست روبه رو می شود تحقیق می کند و فقط شخص مسئول را مواخذه می کند. در تنیبه کارکنان خود منصفانه رفتار می کند، افراد را در حضور سایرین تنبیه نمی کند، توبیخ را بیطرفانه و با تحقیق کافی اجرا می کند، و به کارمند فرصت می دهد تا تمام قضیه را از نظر خود شرح دهد، در موقع تنبیه و اقدام انضباطی عصبانی نمی شود. مراقبت می کند کارکنانی که جدیداً استخدام و یا منتقل شده اند به طور صحیح انجام کار را بیاموزند و دقت می نماید کلیه ابزار و امکانات لازم در دسترسشان قرار گیرد، با کارکنان جدید به گونه ای رفتار می کند که احساس غربت ننمایند. مقررات کار و خط مشی شرکت را منصفانه تفسیر می کند، نه در برابر شکایات بیجا تسلیم می گردد و نه شکایات بجا را نادیده می انگارد. به تمام شکایتها با دلسوزی گوش فرا می دهد. به کارکنان خود علاقه شخصی نشان می دهد، نسبت به افراد مافوق و مادون وفادار بوده و مسئولیت را با میل می پذیرد، مسئولیت را به گردن دیگری نمی اندازد و در موارد لزوم حاضر است برای دفاع از حق کارکنان به همه مقامات بالاتر مراجعه نماید.ضمن پایبند بودن به وعده های خود چیزی را که نمی تواند انجام دهد قول و وعده نمی دهد. فکرش باز است ، با استقبال از پیشنهادات درباره آن با کارمندان بحث می کند. مدیر خوب حضور مستمر در محل کار دارد و همیشه می شود او را ملاقات نمود.کارکنان را تشویق می کند تا هر اشکالی دارند به او مراجعه کنند.
اصولی که رؤسا می باید راهنمای خود قرار دهند 1ـ سازمان صحیح اولین شرط ایجاد رابطه با کارکنان است . 2ـ سرنوشت افراد را نباید به دست یک نفر سپرد. 3ـ باید بین نرمی و سختی حد متوسط را مراعات کرد. 4ـ هر کارمندی باید بداند رئیسش درباره او چه نظری دارد و چرا؟ 5 ـ نباید کار را برای خوش آمد زیر دستان یا اشخاص بالا دست انجام داد. 6ـ باید به اصول اخلاقی پایبند بود و آنها را به کار بست . 7 ـ فقط هر وقت صلاح باشد باید از سوابق پیروی نماید. 8 ـ باید وعده کارهای فوری را کم کرد نه این که بر آنها افزود. 9ـ پاداش باید به کار مفید داده شود. در روابط خود با کارکنانتان در نظر داشته باشید که هیچ کس از تحکم خوشش نمی آید. عزت نفس زیر دستانتان را پایمال نکنید. کاری کنید که به شما احترام بگذارند و ایمان پیدا کنند، فقط در این صورت نتیجه کار مطابق انتظار شما خواهد بود.اشخاص برای کسی از دل و جان کار می کنند که دوستش بدارند. برای این که کارکنانتان شما را دوست بدارند با آنها نزدیک شوید، صحبت کنید و مشکلات آنها را حل نمائید فراموش نباید کرد که بشر ذاتأاحساساتی است ، احساسات و وضع اجتماعی کارکنانتان را همواره در نظر داشته باشید از این رو از انتقاد در انظار و هر عمل دیگری که احساسات آنها را جریحه دار کند بپرهیزید. همه می خواهیم به ما اهمیت بدهند،از زیر دستانتان نظر بخواهید و به آنها نشان دهید که به عقیده شان احترام می گذارید، همه می خواهیم در جریان باشیم . حقایق را در اختیار کارکنانتان بگذارید. آنها را از آنچه پیش خواهد آمد قبلا آگاه کنید. از این راه می توان شایعات را بی اثر کرد، اشخاص با هم فرق دارند بنابراین با هر کس مطابق وضع و روحیه خاص او رفتار کنید. ارزش کار هر کس را به طریق خاصی می توان بالا برد، آن طریق را پیدا کنید. قضاوت منصفانه را همه کس گردن می نهد. همه جوانب کار را رسیدگی کنید، بعد تصمیم بگیرید و به جای خود تمجید و به وقت خویش انتقاد کنید، افراد میل دارند از رؤسای خود تقلید کنند، برای کارکنان خویش سر مشق باشید. به رؤسای زیر دست خود حسن سلوک را بیاموزید، آسانترین راه حل مسائل مربوط به کار جلوگیری از ایجاد آنها است . محیط سالم و مساعدی برای کار به وجود بیاورید. مشکلات را پیش بینی و پیشگیری کنید،از آنجا که تأمین زندگی کارکنان شرط کافی نیست لذا بازده کار بیشتربه وضع روحی افراد نیز بستگی دارد، پس روحیه ها را تقویت نمایید. مسئولیت ها و اختیارات مدیر 1ـ مسئولیت باید کلاً و کاملاً قبول و یا رد شود. 2ـ ممکن است مسئولیت را کاملاً تفویض کرد ولی نمی توان از آن طفره رفت . 3ـ مسئولیت نهایی قابل تفویض و تقسیم نمی باشد. 4ـ همیشه مسئولیت باید با اختیارات کامل همراه باشد. 5ـ کسی که مسئولیت را بر عهده دارد باید بداند که از او چه انتظاراتی دارند و بداند که تنها او مسئول است . 6 ـ تفویض مسئولیت باید متناسب با توانائی شخص باشد. 7ـ مسئولیت اجرای کار باید به کسی محول شود که کار را به سر انجام می رساند. مسئولیت ها و اختیاراتی که نمی شود در انجام آنها کوتاهی کرد 1ـ تعیین شخص مناسب برای کار موردنظر. 2ـ هماهنگ ساختن قسمتهای مختلف کار. 3ـ خوب نگهداشتن روحیه کارکنان . 4ـ رسیدگی به شکایات . 5 ـ حفظ انضباط کاری 6ـ تهیه برنامه کار 7ـ اصلاح روشهای کار 8 ـ همکاری با روسا. 9ـ رسیدگی به اختلافات بین کارکنان . 10ـ دادن اطلاعات لازم به کارکنان . 11ـ تعیین نوع و میزان محصول . 12 ـ تربیت زیر دستان .
دردسرهای سرپرست در اینجا به چند نمونه از انواع گوناگون دردسرهای یک مدیر اشاره می شود. این دردسرها را فقط با رفع علل آن می توان برطرف کرد: ـ دردسر کارکنانی که دستورات را درست اجرا نمی‌کنند. ـ دردسر کارکنانی که دیر می آیند و زیاد غیبت دارند. ـ دردسر کارکنانی که کار ناقص انجام می دهند، یا کارکنانی که نسبت به کاربی علاقه اند، و کارکنانی که تغییرات را نمی پذیرند.
چاره دردسرهای مدیر برای اجراء صحیح دستورات ـ دستور را دقیق ، صریح ، واضح ، کامل و ساده بدهید. حتی الامکان علت دستور را ذکر کنید، دستور را آن قدر تکرار کنید تا کارکنان بفهمند و در صورت لزوم دستور کتبی صادر کنید. در موقع صدور دستور شخصیت کارکنان را خرد نکنید. فراموش نکنید غالبا علت انجام کار غلط دستور غلط است . برای بررسی روحیه کارکنان بی علاقه بیشتر به آنها توجه و با آنها صحبت کنید، علاقه آنها را بر انگیزید، تاکید کنید کار بهتر سبب ترقی بیشتر است . برای جلب همکاری کارکنان ، خودتان سرمشق باشید. با خلوص نیت در کارکنان ایجاد اعتماد نمائید، بدبین و کینه توز نباشید، کاری کنید که احترامتان محفوظ باشد، نشان بدهید که همکاری برای طرفین مفید است ، اگر رنجش و کدورت و نارضایتی هست رفع کنید، به این اصل معتقد باشید که افراد بیشتر خوبند تابد. قابلیتهای لازم برای مدیران : تنظیم برنامه کار خود و دیگران ، طراحی فعالیت موجود در حیطه نظارت مربوطه ، کشف استعدادهای ویژه افراد و فراهم آوردن امکانات رشد آنها از طریق دوره های کار آموزی و آموزشی ، تصمیم گیری با استفاده از اصول و روشهای تجزیه و تحلیل مشکلات ، حل اختلاف افراد تحت نظارت ، ایجاد و حفظ هماهنگی با دیگر سرپرستان ، ترغیب کارکنان و قبول مسئولیت بیشتر، استفاده از تشویق و تنبیه به عنوان عوامل انگیزش ، بررسی مراحل روش کار، ساده کردن کار و تخمین زمان لازم برای انجام کار، ایجاد روابط سازنده با گروههای کارگری و کارمندی ، انجام مصاحبه استخدامی ، انجام ارزشیابی عملکرد کارکنان ، نظارت بر کنترل فعالیتها و برنامه ها، شناسایی شخصیت و درک علل رفتارهای کارکنان ، توانایی استفاده از کامپیوتر در امور اداری مالی و عملیاتی مربوط به واحد خود، توانایی تنظیم گزارشهای لازم درباره وضعیت واحد تحت سرپرستی ، تنظیم بودجه جاری و عملیاتی واحد مربوطه .(بر گرفته از تعاون شماره 117)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط شکوه خواه  | 

  

به چه دليل تنها اسلام دين حق است و ساير اديان باطل است؟



بشر آفريده شده تا به کمال برسد، و چون به تنهايي و با تکيه بر عقل خود نمي تواند راه سعادت را تشخيص دهد و نياز مند پيام و راهنمايي الهي است، خداوند پيامبران را به عنوان راهنماي راه سعادت برانگيخت. در اين را اديان الهي از اديان غير الهي جدا مي شود و اصولاً در قدم اول ضرورت آمدن پيامبران از طرف خداوند ثابت مي شود که طبعاً اديان غير الهي مانند بودا و هندو (اگر غير الهي باشند) جدا مي شوند. اما در مورد اديان الهي که بحث اصلي و بلکه تمام بحث اين نوشتار است، انسان در تعليمات انبيا مانند يک دانش آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرين کلاس بالا برند. از اين رو بشر در هر دوره اي طبق مقتضيات زمان و پيشرفتي که پيدا مي کرد، نيازمند پيام نو و پيام آور نو بوده است که بدين لحاظ ظهور پيامبران، تجديد دائمي شرايع نزول کتاب هاي آسماني انجام مي گرفت. با تکامل انسان، دين هم متکامل مي شد، تا اين که بشريت به حدي رسيد که بتواند برنامه کامل سعادت را دريافت نمايد. در اين زمان که دورة خاتميت است، توسط حضرت محمد(ص) که آخرين پيامبر الهي است، دين اسلام به صورت کامل عرضه شد و با آمدن اسلام همة اديان گذشته منسوخ گرديد و همة بشر مکلف شدند از اسلام پيروي نمايند.[1] پس از آن جا که اسلام آخرين دين آسماني و کامل ترين اديان است و با آمدن اين دين، اديان قبلي نسخ شده است، (زيرا با وجود کامل،‌ نيازي به ناقص نمي باشد)[2]و تنها دين حق، اسلام است.
به بياني ديگر: ‌دين حق در هر زماني، يکي بيش نيست و بر همه کس لازم است از آن پيروي کند. البته ميان پيامبران اختلاف و نزاعي وجود ندارد. پيامبران خدا همگي به سوي يک هدف و يک خدا دعوت مي کنند. آنان نيامده اند که ميان بشر گروه هاي متناقضي به وجود آورند، ولي اين سخن به آن معني نيست که در هر زماني چندين دين حق وجود دارد و انسان مي تواند در هر زماني، هر ديني را که مي خواهد بپذيرد. بر عکس معناي سخن اين است که انسان بايد همة پيامبران را قبول داشته باشد و بداند که پيامبران سابق مبشّر پيامبران لاحق خصوصاً خاتم و افضل شان بوده اند و پيامبران بعدي مصدّق پيامبران سابق بوده اند، پس لازمة ايمان به همه پيامبران اين است که در هر زماني تسليم شريعت همان پيامبري باشيم که دورة‌ او است و قهراً لازم است در دورة ختميه به آخرين دستورهايي که از جانب خدا به وسيلة آخرين پيامبر رسيده عمل کنيم.
قرآن کريم مي فرمايد: " هر کس غير از اسلام ديني بجويد، هرگز از او پذيرفته نيست و او در جهان ديگر از جمله زيانکاران خواهد بود".[3]
ممکن است گفته شود مراد از اسلام، خصوص دين اسلام نيست، بلکه منظور تسليم خدا شدن است. پاسخ اين است که البته اسلام همان تسليم است و دين اسلام، دين تسليم است، ولي حقيقت تسليم در هر زماني شکلي داشته و دراين زمان شکل آن، دين گران مايه‌اي است که به دست حضرت خاتم الأنبيا ظهور يافته است و قهراً کلمه اسلام فقط بر آن منطبق مي گردد. به عبارت ديگر: لازمة تسليم خدا شدن پذيرفتن دستورهاي او است، و روشن است که همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل کرد و آخرين دستور خدا همان است که آخرين رسول آورده است.[4]پس بعد از بعثت رسول اکرم(ص) تنها دين حق، اسلام است و اديان ديگر منسوخ شده و باطل اعلام گرديده است. چنان که پيامبر اسلام(ص) رسالت خود را جهاني اعلام نمود و يهود و نصارا و همه پيروان اديان ديگر را دعوت به اسلام کرد. قرآن خطاب به پيامبر(ص) مي گويد:‌ "بگو اي مردم، من فرستادة خدا براي همة شما هستم".[5] "اي محمد، ما تو را براي همة مردم بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاديم".[6]
" او است که پيامبر خود را با هدايت و دين حق و پايداري فرستاد، تا پيامبر خود و آيين او را بر تمام دين ها غالب سازد، اگر چه مشرکان نخواهند".[7]
بنابراين از نظر يک فرد مسلمان با دلايل عقلي مسئلة قطعي است که تنها دين حق، اسلام است.
افزون بر اين مي توان گفت: پس از ظهور اسلام، غير از اسلام، دين واقعي که بتوان گفت دين خدا است، وجود ندارد، زيرا کتاب هاي آسماني پيامبران صاحب شريعت که در بردارندة قوانين الهي بودند و محتواي دين محسوب مي شدند، به مرور زمان به کلي محو شد و يا دستخوش تحريف قرار گرفت. چنان که تورات موسي(ع) مورد تحريف هاي فراوان قرار گرفت، و چيزي به نام انجيل عيسي(ع) باقي نماند، بلکه از دست نويس هاي افرادي که از پيروان حضرت شمرده مي شدند، مجموعه هايي تهيه شد و به نام کتاب مقدس معرفي گرديد. هر شخص بي غرضي که نظري بر عهدين (تورات و انجيل فعلي) بيفکند، خواهد دانست که هيچ کدام از آن ها کتابي که بر موسي(ع) يا عيسي(ع) نازل شده نيست.
تورات خدا را به صورت انساني ترسيم مي کند که نسبت به بسياري از امور آگاهي ندارد.[8] و بارها از کار خود پشيمان مي شود،[9] با حضرت يعقوب کشتي مي گيرد و نمي تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس مي کند که از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنين حالي نبينند.[10]
وضع انجيل از تورات هم رسواتر است، زيرا اوّلاً چيزي به نام کتابي که بر حضرت عيسي(ع) نازل شده، در دست نيست و مسيحيان چنين ادعايي ندارند که انجيل فعلي کتابي است که خدا بر حضرت عيسي(ع) نازل کرده، بلکه محتواي آن گزارش هايي است منسوب به چند تن از پيروان آن حضرت، و علاوه بر تجويز شرب خمر، ساختن آن را به عنوان معجزة عيسي قلمداد مي کند.[11] در يک جمله: وحي هاي نازل شده بر اين دو پيامبر بزرگوار تحريف شده و نمي تواند نقش خود در هدايت مردم را ايفا کند و نمي تواند به عنوان دين و وحي الهي تلقي شود، ولي وحي نازل شده بر پيامبر اسلام(ص) بدون هيچ تحريف موجود است و براي هميشه از تحريف مصون باقي خواهد ماند، چرا که خدا مصونيت قرآن کريم از هر گونه تحريف را ضمانت کرده و فرمود: "ما قرآن را نازل کرديم و ما به طور قطع نگهدار آنيم".[12]
افزون بر آن چه گفته شد، با اثبات نبوت و رسالت حضرت محمد(ص) حق بودن اسلام و بطلان اديان ديگر ثابت مي شود، زيرا همه قبول دارند که آن حضرت که آورندة اسلام است، همة اديان گذشته را منسوخ اعلام نمود و پيروان آن اديان را دعوت به پذيرش اسلام نمود.
نبوت پيامبران از سه طريق اثبات مي شود:
1- قرائن و شواهدي که به صدق دعوي او گواهي دهند.
2- تصديق پيامبر پيشين.
3- معجزه اي که همراه با ادعاي نبوت آورده شود.
نبوت پيامبر اسلام(ص) از هر سه راه اثبات مي شود:
الف) وارستگي حضرت از آلودگي هاي محيط، محتواي دعوت او، شخصت و خصال گروندگان به مکتب او، تأثير مثبت در محيط و پي ريزي يک تمدن عظيم و با شکوه و سوابق زندگي آن حضرت، همه گواه بر صدق دعواي او است.
مردم مکه چهل سال زندگي پر افتخار آن حضرت را از نزديک ديده بودند که کوچک ترين نقطة تاريکي در آن يافت نمي شد و آن چنان او را به راستگويي و درست کرداري شناخته بودند که لقب امين به حضرت داده بودند. طبعاً در مورد چنين شخصي احتمال دروغ و ادعاي کذب داده نمي شد.
ب) پيامبران پيشين، بشارت بعثت آن حضرت را داده بودند و گروهي از اهل کتاب، انتظار ظهور او را مي کشيدند و نشانه هاي روشن و گويايي از وي در دست داشتند. حتي به مشرکان عرب مي گفتند که از ميان فرزندان حضرت اسماعيل کسي مبعوث به رسالت خواهد شد که پيامبران پيشين و اديان توحيدي را تصديق خواهد کرد. بعضي از دانشمندان يهود و نصارا، با استناد به پيشگويي ها به حضرت ايمان آوردند. عجيب اين است که در همين تورات و انجيل تحريف شده، با همة تلاش و کوششي که براي محو کردن اين گونه بشارت ها آمده، نکته هايي يافت مي شود که حجت را بر حق جويان تمام مي کند، چنان که بسياري از علماي يهود و نصارا که طالب حق و حقيقت بودند، با استفاده از همين نکات و بشارت ها هدايت شدند و به دين مقدس اسلام ايمان آوردند. از جمله مي توان از "ميرزا محمد رضا" از دانشمندان بزرگ يهود تهران، صاحب کتاب "اقامه الشهود في ردّ اليهود" و پروفسور "عبدالأحد داود" اسقف سابق مسيحي، صاحب کتاب "محمد در تورات و انجيل" ياد کرد.[13]
ج) رسول اکرم(ص) معجزه هاي گوناگون براي صدق نبوت خود داشته، ولي قرآن کريم معجزة جاويد خاتم الأنبيا است که در تمام ادوار مي درخشد و در هر عصر و نسلي، بُرهاني قاطع بر نوبت حضرت است. از بدو نزول قرآن در مکه که با سوره هاي کوچک آغاز شد، رسول اکرم(ص) رسماً بر آن تحدّي کرد، يعني مدعي شد که قرآن کار خدا است و از من و هيچ بشر ديگر ساخته نيست که مانند آن را بياورد. اگر باور نداريد، آزمايش کنيد و از هر کسي مي خواهيد کمک بگيريد، ولي بدانيد اگر همه آدميان و جنّيان با يکديگر همکاري کنند، قدرت چنين کاري را نخواهند داشت. نه تنها قدرت برآوردن کتاب کاملي مثل قرآن را ندارند، بلکه ده سوره، حتي يک سوره و يا يک سطري مانند سورة توحيد و سورة کوثر را نخواهند داشت.[14]
پس جاي شکي نيست که قرآن ادعاي معجزه بودن خودش را دارد و آورندة اين کتاب آن را به عنوان معجزة جاوداني و دليلي محکم بر پيامبري خود بر همة جهانيان و براي هميشه عرضه داشته است. اکنون بعد از گذشتن بيش از چهارده قرن، اين نداي الهي هر صبح و شام به وسيلة فرستنده هاي دوست و دشمن به گوش جهانيان مي رسد و حجت را برايشان تمام مي کند.
مي دانيم که پيامبر اسلام(ص) از نخستين روز اظهار دعوتش با دشمنان سر سخت و کينه توزي مواجه شد که از هيچ گونه کوششي براي مبارزه با اين آيين الهي کوتاهي نکردند و پس از نوميد شدن از تأثير تهديدها و تطميع ها، کمر به قتل حضرت بستند که با تدبير الهي خنثي شد و حضرت به مدينه هجرت کرد و بعد از هجرت هم بقية عمر شريفش را در جنگ هاي متعدد با مشرکان سپري کرد، و از هنگام رحلتش تا امروز هم همواره منافقين داخلي و دشمنان خارجي در صدد خاموش کردن اين نور الهي بوده و هستند و از هيچ کاري در اين راه فروگذار نکرده و نمي کنند. اگر آوردن کتابي مانند قرآن کريم امکان مي داشت، هرگز از آن صرف نظر نمي کردند. دراين عصر هم که همة دولت هاي بزرگ دنيا اسلام را بزرگ ترين دشمن براي سلطة ظالمانه خودشان شناخته و کمر مبارزة جدّي با آن را بسته اند و همه گونه امکانات مالي و عملي و سياسي و تبليغاتي را در اختيار دارند، اگر مي توانستند اقدام به تهيه يک سطر مشابه يکي از سوره هاي کوچک قرآن مي کردندو آن را به وسيلة رسانه هاي گروهي و وسايل تبليغات جهاني عرضه مي داشتند، زيرا اين کار ساده ترين و کم هزينه ترين و مؤثرترين راه براي مبارزه با اسلام و جلوگيري از گسترش آن است.
قرآن از جهات مختلف اعجاز دارد، از جمله:
1- اعجاز از نظر فصاحت.
2- از نظر معارف.
3- از نظر طرح مسايل تاريخي.
4- از نظر قوانين.
5- از نظر علوم روز.
6- از نظر اخبار غيبي.
7- از نظر عدم اختلاف ميان آيات.
قرآن با اين که از حروف الفبايي تشکيل شده، ولي از لحاظ فصاحت و بلاغت و زيبايي و چينش الفاظ معجزه است. حتي سخن فصيح ترين مردم و مأنوس ترين آنان با قرآن يعني پيامبر اسلام(ص) و حضرت علي(ع) از نظر زيبايي و فصاحت، کاملاً‌ با قرآن متفاوت است.
سبک قرآن نه شعر است و نه نثر. شعر نيست براي اين که وزن و قافيه ندارد. به علاوه شعر معمولاً با تخيّل شاعرانه همراه است. قوام شعر به مبالغه واغراق است که نوعي کذب است.
در قرآن تخيّلات شعري و تشبيه هاي خيالي وجود ندارد. در عين حال نثر معمولي هم نيست. زيرا از نوعي انسجام و آهنگ و موسيقي برخوردار است که در هيچ سخن نثري تا کنون ديده نشده است. مسلمانان همواره قرآن را با آهنگ هاي مخصوص تلاوت کرده و مي کنند که مخصوص قرآن است.
هيچ سخن نثري مانند قرآن آهنگ پذير نيست؛ آن هم آهنگ هاي مخصوصي که متناسب با عوالم روحاني است، نه آهنگي مناسب مجالس لهو. پس از اختراع راديو هيچ سخن روحاني نتوانست با قرآن از نظر زيبايي و تحمل آهنگ هاي روحاني برابري کند. علاوه بر کشورهاي اسلامي، کشورهاي غير اسلامي نيز از نظر زيبايي و آهنگ، قرآن را در برنامه هاي راديويي گنجانيدند. هر کس از شنيدن قرآن لذتي مي برد که از هيچ شعر و نثر ديگر عربي آن لذت حاصل نمي شود. از اين رو با آن که تورات و انجيل به عربي ترجمه شده است و پيروان آن ها بسيار مايلند که به جاي قرآن، آن ها با آهنگ خوانده شود، ولي اين کار را نمي کنند، چون مي دانند که موجب تمسخر خواهد بود.
عجيب اين است که زيبايي قرآن، زمان و مکان را در نورديده و پشت سرگذاشته است. بسياري از سخنان زيبا مخصوص يک عصر است و با ذائقة عصر ديگر جور در نمي آيد و يا حداقل مخصوص و سليقه يک ملت است که از فرهنگي ويژه برخوردار مي باشند، ولي زيبايي قرآن نه زمان مي شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص همة مردمي که با زبان قرآن آشنا شدند،‌ آن را با ذائقة خود مناسب يافتند. هر چه زمان مي گذرد و به هراندازه ملت هاي مختلف با قرآن آشنا مي شوند، بيش از پيش مجذوب زيبايي قرآن مي شوند.[15] در زمينه اعجاز قرآن به پيام قرآن، ج 8 از آيت الله مکارم شيرازي مراجعه شود.
نتيجه: هر فرد عاقلي که جوياي حقيقت باشد، با توجه به اين نکات يقين خواهد کرد که قرآن کريم کتاب استثنايي و معجزه است. از بزرگترين نعمت هاي الهي بر جامعه همين است که اين کتاب شريف را به گونه اي نازل فرمود که همواره به صورت معجزه اي جاويدان باقي بماند و دليل صدق و صحتش را با خودش داشته باشد.
از اين رو بهترين دليل قاطع بر صدق دعوت پيامبر اسلام(ص) و حقانيت اسلام است. چون قرآن و پيامبر آشکار را اعلام کرده اند ديني جز اسلام پذيرفته نيست،[16] باطل بودن اديان ديگر روشن مي شود.
ضمناً مي توان با مقايسة احکام و قوانين اسلام با مسايل طرح شده در ساير اديان هم به حقانيت اسلام پي برد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 
 
 
 
 

آماده سازی سالن جهت ورود جوجه
جهت ورود جوجه باید سالن را بعد از شستشو با آب و با استفاده از فرمالین ضد عفونی نموده و سپس 3/1 سطح سالن با استفاده از پلاستیک یا برزنت جدا گردد . پوشال جهت بستر و یا روزنامه در سطح سالن پهن گردد و سپس آبخوریهای دستی و سینی های دانخوری را به میزان مورد نیاز در سطح مورد نظر پخش نمود .
با استفاده از فرمالین و پرمنگنات باید سالن گاز داده شود و بعد از 24 ساعت هوای سالن توسط هواکش تخلیه شود به نحوی که سالن از گاز تخلیه گردد . حرارت سالن را حدود 25 درجه سانتیگراد تنظیم گردد و از قرار گرفتن آبخوری و یا دانخوری در نزدیک منبع حرارتی جلوگیری شود .
در 12 ساعت اولیه ورود جوجه بهتر است از آرد ذرت جهت تغذیه جوجه ها استفاده گردد و سعی شود جوجه ها حرکت داده شوند . همچنین جهت پخش بهتر دان از ته کارتن نیز استفاده میشود . لازم به ذکر است برای جلوگیری از آبریزی باید پوشال بطور یکنواخت در سالن پخش گردد تا ایجاد ناهمواری مخصوصا در زیر آبخوریها ننماید .
از تجمع جوجه ها در یک محل باید جلوگیری شود . بهترین روش تنظیم حرارت و جلوگیری از ایجاد کوران است بدین صورت پخش جوجه ها یکنواخت میگردد .
برای جلوگیری از بروز بیماری و ایجاد گله یکنواخت باید از روش پرورش تک سنی استفاده شود .
vتخلیه جوجه باید بطور یکنواخت در سطح سالن پخش گردد و امکان دسترسی جوجه به آب و دان باید کنترل شود .
vحرارت سالن بعد از تخلیه جوجه باید حدود 35 الی 36 درجه سانتی گراد تنظیم گردد .
تنظیم حرارت و رطوبت و تهویه :
دمای سالن را باید بمرور کاهش داد و در پایان هفته اول به 31 درجه سانتیگراد رساند و سپس هر هفته 2 درجه آنرا کم نمود .

vاز رفتار جوجه برای تعیین مناسب بودن دما استفاده میشود . دما و رطوبت بطور مکرر باید بررسی گردد .
vدر سه روز اول دوره پرورش رطوبت بالای 70 درصد و بقیه دوره 50 درصد در نظر گرفته شود .
vکاهش دما و رطوبت سالن میتواند باعث ضعف در عملکرد و کاهش یکنواختی گله شود .
vهمزمان با تنظیم دمای سالن ٬ رطوبت آن نیز با استفاده از مه پاش سالن باید کنترل گردد و نیز با استفاده از هواکش های هوای سالن را از وجود گرد و خاک و گازهای سمی پاک نمود .
نور دهی :
میزان نور مورد نیاز دو روز اول 100 لوکس است و سپس آن را باید 50 لوکس رساند . توصیه شده است که در پرورش بوقلمون گوشتی طبق جدول شماره (4)از برنامه خاموشی استفاده گردد .
در استفاده از جدول بالا بهتر است میزان خاموشی توصیه شده در چند مرحله اجرا گردد. شدت نور باید در سالن یکنواخت باشد و کاهش زود هنگام طول روشنایی در هفته اول فعالیت تغذیه ای و وزن را کم خواهد کرد .
مدیریت پرورش :
هدف از پرورش امکان دستیابی هر گله به وزن مطلوب و مورد نظر با حفظ ویژگیهای کیفی آن است . جهت رسیدن به این هدف توجه به نکات زیر ضروری است :
·پرورش جداگانه جنسهای مختلف به یکنواختی گله کمک می نماید ٬رعایت تراکم گله نیز به یکنواختی آن کمک میکند .
بطور مکرر هر هفته باید وزن کشی بطور تصادفی در سالن انجام گیرد و وزن جوجه را با وزن مطلوب مورد نظر مقایسه گردد . وزن مطلوب جوجه در نژادهای مختلف متفاوت بوده و برای این منظور باید وزن توصیه شده توسط کارخانه تولید کننده جوجه را در نظر گرفت


جدول در فایل پیوست می باشد
جهت کنترل رشد در حد کمتر از حد اکثر پتانسیل وزن گیری روزانه بعد از هفته اول تا تکامل اولیه سیستم اسکلتی ٬ایمنی و قلبی و ریوی میتوان از تعدیل رشد استفاده کرد . در این راستا برنامه های محدودیت غذایی و نوری قابل اجرا هستند .
مصرف روزانه دان باید کنترل و توزین گردد و امکان دسترسی یکسان گله به دان باید فراهم گردد . پرت دان و هدر رفتن آن بسیار مهم است و جهت جلوگیری از آن باید دانخوریها مرتبا ً تنظیم گردد و البته نوک چینی نیز در این مورد اثر مثبت دارد .
مدیریت قبل از کشتار :
حفظ مرغوبیت بو قلمون در زمان بارگیری و حمل ان به کشتار گاه بسیار مهم است .جهت جلوگیری از موجود از موجود بودن باقیمانده داروئی در گوشت ٬کوکسیدویو استات چهار روز قبل از کشتار قطع شود .از تغذیه با ذرت آسیاب نشده پرهیز گردد و سه ساعت قبل از کشتار از مصرف دان جلوگیری شود .
برنامه محدودیت نوری را میتوان یک هفته قبل از کشتار قطع کرد .
در موقع بارگیری بوقلمون نور سالن باید قطع شود و در صورت امکان از مقسم و توری جهت محدود کردن گله استفاده شود .
در زمان حمل نیز به فضای لازم جهت هر بوقلمون باید توجه نمود و حتی الامکان از حمل بوقلمون هایی غیر هم وزن در یک قفسه جلوگیری شود .
تغذیه :
گرد آوری طیفی از جیره های متعادل که نیاز تغذیه ای بوقلمون گوشتی را در همه مراحل رشد تامین نماید و بازده و سوددهی را به حد اکثر برساند بسیار مهم و ضروری است . جیره ضمن برآورده کردن نیازهای بوقلمون به انرژی ٬پروتئین ٬اسیدهای آمینه ٬مواد معدنی و ویتامین ها و اسیدهای چرب ضروری باید قیمت مناسب نیز داشته باشد . دان همواره باید تازه و از نظر ترکیبات متعادل باشد . تنوع مواد غذایی در جیره حائز اهمیت است . در جدول شماره 6 احتیاجات غذایی بوقلمون گوشتی در سنین مختلف آمده است .
جدول در فایل پیوست

هفته اول و دوم به میزان ویتامین D3 جیره بسیار توجه شود و مصرف 1000 واحد بین الملل به ازای هر جوجه در روز از ویتامین D3به منظور پیشگیری از بروز مشکلات ناشی از ریکتزیا یا نرمی استخوان در سنین بالاتر توصیه میشود .
سلامت و بهداشت :
دستیابی به عملکرد بهینه و آسایش گله به حد اقل رساندن بیماری و تلفات و تولید محصول سالم هدف اصلی این بخش است .در این مورد باید نکات زیر را در نظر گرفت :
کیفیت جوجه:
جوجه یک روزه را باید از محل معتبر تهیه نمود و تمامی اطلاعات بهداشتی در مورد جوجه و گله مادر را از محل تهیه جوجه باید کسب نمود .
برای رعایت امنیت زیستی گله باید به موارد توجه نمود :
·پرورش گله تک سن
·استفاده از لباس کار و چکمه بکارگیری حوضچه ضد عفونی هنگام ورود
·جلوگیری از رفت و آمد به واحد های دیگر
·استفاده از مواد اولیه غذایی سالم و تازه (از واحد های دیگر پرورش طیور حتی الامکان دان تهیه نشود )
·جلوگیری از ورود پرندگان به انباردان و عایق بودن سقف انبار و جلوگیری از رطوبت زیاد در انبار دان باید توجه داشت .
از مواردمهم در رعایت بهداشت سالن چه قبل و چه بعد از جوجه ریزی :
·تمیز بودن سالن و نداشتن چاله و صاف بودن کف آن
·شستشو دادن سالن و یا در مواردی شعله دادن کف سالن و محوطه با استفاده از شعله افکن
·ضد عفونی کردن سالن با استفاده از فرمالین و با سودسوزآور و رعایت فاصله جوجه ریزی در بین دو دوره
·سشتشو و ضد عفونی ظروف آبخوری و لوله های آب و انباردان از موارد مهم این قسمت هستند .
سلامتی گله :
جهت جلوگیری از بروز بیماری در گله بهترین و ارزانترین راه پیشگیری از وقوع آنست . برنامه واکسیناسیون را طبق پیشنهاد دامپزشک تنظیم میشود که با توجه به مناطق مختلف میتواند متفاوت باشد .

جدول در فایل پیوست می باشد

افزایش ناگهانی دما و تهویه نامناسب و تغییرات ناگهانی در جیره ٬ یکنواخت شدن دان٬ دادن گرسنگی و تشنگی به گله و امثالهم میتوانند محرکی برای بروز آسیت ٬مسمومیت و بیماریهای تنفسی و میکروبی باشند .
جیره متعادل و غنی از نظر پروتئین ٬انرژی و اسیدهای آمینه و املاح و ویتامینها از ابتلای جوجه به انواع بیماریهای تغذیه ای جلوگیری می نماید .
  
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 


اصول مدیریت دولتی

مقدمه

ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل.

تعریف مدیریت

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .»

نظریه نقشهای مدیریتی

جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.
مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .
هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود .
ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی بردگی است .

خلاقیت مدیران

هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .
چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟
هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.

مدیریت موفق و مؤثر

مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . « ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .

چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟

برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .

برنامه ریزی

هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.

تعریف برنامه ریزی

برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد ».

فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی

فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند».


سازماندهی

انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .

تعریف سازماندهی

سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .

انواع مختلف سازماندهی

روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .

تعریف سازمان رسمی

در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود .

تعریف سازمان غیر رسمی

دراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .
برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید « روجرفریتز» 



 
[
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 
شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵
پيامدهاي ناكارآمدي سياستگذاري در صنايع نساجي
رشته ها همچنان پنبه اند
007653.jpg
007635.jpg
با وجود حمايت هاي دولت از صنايع نساجي طي سال هاي اخير و پرداخت تسهيلات از حساب ذخيره ارزي، روند بازسازي و نوسازي اين صنايع مطلوب نبود، به نحوي كه به نظر مي رسد تداوم بحران در صنايع نساجي موجب شده تا بسياري از كارخانجات نساجي با كمتر از نيمي از ظرفيت توليد خود فعاليت كنند و برخي ديگر از اين كارخانجات تعطيل شده يا در آستانه تعطيلي قرار دارند. در اين شرايط سرانه توليد در صنعت نساجي از 5/12 متر براي هر نفر در سال 81 به 8/8 متر در سال 84 كاهش يافته است. از سوي ديگر با وجود تأكيد دولت و مجلس بر اجراي سياست هاي خصوصي سازي و واگذاري كارخانجات نساجي دولتي به بخش خصوصي، اجراي اين سياست ها از كارآمدي لازم برخوردار نبوده و بسياري از كارخانجات دولتي نساجي كه به بخش غيردولتي واگذار شده زيان ده بوده يا تعطيل شده اند. علل ناكارآمدي سياست هاي نوسازي و بازسازي صنايع نساجي و عدم توفيق در خصوصي سازي كارخانجات نساجي دولتي را در بررسي ديدگاه هاي برخي دست اندركاران اين صنعت جويا شده ايم.
با وجود حمايت هاي دولت از صنايع نساجي طي سال هاي اخير و پرداخت تسهيلات از حساب ذخيره ارزي، روند بازسازي و نوسازي اين صنايع مطلوب نبود، به نحوي كه به نظر مي رسد تداوم بحران در صنايع نساجي موجب شده تا بسياري از كارخانجات نساجي با كمتر از نيمي از ظرفيت توليد خود فعاليت كنند و برخي ديگر از اين كارخانجات تعطيل شده يا در آستانه تعطيلي قرار دارند. در اين شرايط سرانه توليد در صنعت نساجي از 5/12 متر براي هر نفر در سال 81 به 8/8 متر در سال 84 كاهش يافته است. از سوي ديگر با وجود تأكيد دولت و مجلس بر اجراي سياست هاي خصوصي سازي و واگذاري كارخانجات نساجي دولتي به بخش خصوصي، اجراي اين سياست ها از كارآمدي لازم برخوردار نبوده و بسياري از كارخانجات دولتي نساجي كه به بخش غيردولتي واگذار شده زيان ده بوده يا تعطيل شده اند. علل ناكارآمدي سياست هاي نوسازي و بازسازي صنايع نساجي و عدم توفيق در خصوصي سازي كارخانجات نساجي دولتي را در بررسي ديدگاه هاي برخي دست اندركاران اين صنعت جويا شده ايم.با وجود تأكيد به نوسازي و بازسازي صنايع نساجي و در نظر گرفتن 500 ميليون دلار تسهيلات از محل حساب ذخيره ارزي با بهره 3 درصد براي تحقق اين امر، صنايع نساجي به دليل تفاوت نرخ يورو و دلار و افزايش نرخ يورو از 720 به 1200 تومان قادر به استفاده از اين تسهيلات نبوده و تنها 283 ميليون دلار از اين تسهيلات براي خريد ماشين آلات نساجي جذب شده است از سوي ديگر تأمين مواد اوليه و اعمال تعرفه واردات پنبه، افزايش 80 درصدي قيمت مواد پتروشيمي مورد نياز اين صنايع، قوانين كار و تأمين اجتماعي و كمبود نقدينگي و افزايش قيمت تمام شده توليدات داخلي اين صنايع موجب شده تا روند بحراني صنايع نساجي تداوم يافته و بسياري از كارخانجات نساجي تعطيل شده و يا به كارخانجاتي زيانده تبديل شوند. دبير انجمن صنايع نساجي درزمينه حمايت هاي دولت از بازسازي و نوسازي اين صنايع مي گويد: طي سال هاي گذشته حمايت چنداني براي بازسازي نوسازي و رفع مشكلات صنايع نساجي از سوي دولت صورت نگرفته است. مهم ترين اقدام دولت تخصيص تسهيلات ارزي با بهره 3 درصدي در سال 80 بوده كه اين امر نيز به دليل افزايش نرخ يورو و مابه التفاوت ناشي از آن قادر به تحقق اهداف مدنظر نبوده است.
جمشيد بصيري با اشاره به اين كه آنچه در زمينه حمايت از صنعت نساجي مطرح شده بيشتر در حد حرف و طرح باقي مانده مي گويد: با اين وجود پس از نامه 170 نماينده مجلس در مورد مابه التفاوت مذكور و تشكيل كميته ويژه بررسي مشكلات صنعت نساجي با حضور نمايندگان وزارت صنايع و معادن، بازرگاني، كميسيون صنايع مجلس شوراي اسلامي، صنايع پتروشيمي و انجمن صنايع نساجي ايران به نظر مي رسد روند رفع مشكلات صنعت نساجي وارد مرحله تازه اي شده و در جلساتي كه اين كميته تشكيل داده برخي مسايل كه تا پيش از اين مطرح نشده بود مورد بحث و بررسي كارشناسي قرار گرفته است. همچنين در زمينه مابه التفاوت نرخ يورو و دلار نيز معتقدم با اين روند اعتبار مورد نياز تأمين خواهد شد.وي مي افزايد: اعمال تعرفه هاي ناكارآمد، نابساماني قانون كار و تجميع عوارض باعث افزايش قيمت تمام شده محصولات نساجي بين 35 تا 40 درصد شده و تا زماني كه از نظر كمي و كيفي توليد محصولات نساجي بهبود نيافته و هزينه نهاده   هاي توليد قيمت تمام شده را افزايش دهد نمي توان با فشار فيزيكي يا قاچاق و ورود بي رويه محصولات نساجي به كشور مقابله كرد بلكه بايد توليد داخل را از نظر كيفيت و قيمت تمام شده تقويت نمود.از سوي ديگر رئيس خانه صنعت و معدن نيز در زمينه روند بازسازي و نوسازي صنايع نساجي مي گويد: در سال هاي گذشته دولت به اشتباه اعتبارات اندكي را براي بازسازي و نوسازي صنايع نساجي در نظر گرفته و تلاش مي كند اين اعتبارات را به شكل عادلانه تقسيم كند لذا اين اعتبارات به طور واقعي براي بازسازي صنايع نساجي به كار گرفته نشده و بدون استفاده باقي مانده است بهتر است تسهيلات ارزي و ريالي به نحوي اولويت بندي مي شد كه ابتدا برخي كارخانجات كه مي توانند با اعتبارات مذكور نوسازي كامل داشته باشند مورد توجه قرار مي گرفت تا بتوانيم به نتيجه برسيم.
هادي غنيمي فرد مي افزايد: بسياري از صنايع نساجي كه اخيراً فعال شده يا صنايعي كه متقاضي نوسازي بوده اند درخواست هاي خود را با تسهيلات حساب ذخيره ارزي تطبيق دادند اما به دليل نگاه كاسبكارانه بانك ها، تخصيص اين اعتبارات به دلار و نياز صنايع براي خريد ماشين آلات با يورو، صنايع نساجي براي پرداخت مابه التفاوت نرخ يورو و دلار بدهكار شدند معتقدم بانك ها تعامل خوبي براي سرمايه گذاري در صنعت نساجي نداشته اند.همچنين مدير كارخانه اعلاءباف نيز كمبود نقدينگي را مهم ترين چالش پيش روي صنايع نساجي دانسته و در زمينه ناكارآمدي نوسازي و بازسازي اين صنايع مي گويد: به دليل بدهي و زيان ده بودن كارخانجات نساجي، اقساط بسياري از تسهيلات بانكي كه پيش از اين كارخانجات مذكور دريافت كرده اند بازپرداخت نشده و بانك ها از پرداخت تسهيلات نوسازي صنايع نساجي به دليل بدهي هاي گذشته كارخانجات خودداري مي كنند.
سيد داود حسين  زواره  نحوه تخصيص اعتبارات بانكي به صنايع نساجي، مشكلات بيمه و برخي ديگر از سازمان ها را عامل بحران كنوني صنعت نساجي دانسته و مي گويد: با اين شيوه پرداخت تسهيلات در صورتي كه بخش خصوصي نسبت به سرمايه گذاري در صنايع نساجي ترغيب نشود توفيقي در نوسازي اين صنايع و جلوگيري از بحران كنوني حاصل نخواهد شد؛ چرا كه پرداخت تسهيلات بانكي با بهره بالا به صنايع نساجي و ورود بي رويه محصولات نساجي قاچاق با قيمت پايين موجب شده تا كارخانجات نساجي به دليل زيان ده بودن قادر به رقابت نبوده و از تكنولوژي روز دنيا فاصله داشته باشند. اكنون بسياري از كارخانجات نساجي زيان ده بوده و در معرض ورشكستگي قرار دارند. اين در حالي است كه مديركل دفتر صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن با اشاره به تخصيص 600 ميليون دلار ارز طي دو مرحله براي بازسازي صنايع نساجي مي گويد: در اثر طولاني شدن مراحل ثبت سفارش و تخصيص اعتبارات بانكي در برنامه سوم، برخي كارخانجات قادر به استفاده از اين تسهيلات براي بازسازي و نوسازي نبوده اند اما بر اساس مصوبه اخير دولت امكان استفاده از حدود 220 ميليون دلار اعتبارات باقي مانده در برنامه چهارم فراهم شده است.
هوشنگ قادريان با اشاره به اين كه مشكلي در تأمين اعتبارات مورد نياز بازسازي و نوسازي صنايع نساجي وجود ندارد مي گويد: بر اساس مصوبه دولت مقرر شده در صورتي كه نوسازي صنعت نساجي نيازمند اعتبارات ديگري باشد پس از جذب اعتبارات تخصيص يافته، وزارت صنايع و معادن اعتبارات مورد نياز جديد را اعلام نموده تا در دولت پيگيري شود.وي در زمينه روند تخصيص اعتبارات نوسازي صنايع نساجي مي گويد: براي تخصيص اين اعتبارات كارخانه ها به طور جداگانه مورد بررسي قرار گرفته و كارشناسان صنايع و معادن مستقر در استانها نتايج بررسي هاي خود در اين زمينه را به وزارت صنايع اعلام و پس از بررسي مجدد در دفتر صنايع نساجي و پوشاك اين وزارتخانه، با توجه به اولويت ها، اعتبارات مذكور تخصيص يافته است.
قادريان در زمينه مابه التفاوت نرخ يورو و دلار در استفاده صنايع نساجي از تسهيلات حساب ذخيره ارزي مي گويد: صنعت نساجي توان بازپرداخت اين مابه التفاوت را نداشته و تحميل بازپرداخت اين مابه التفاوت به صنايع نساجي زيان هاي جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت. وزارت صنايع و معادن براي تأمين و تصويب اعتبارات مورد نياز پرداخت مابه التفاوت مذكور پيگيري خواهد كرد و اميدواريم اين موضوع در هيأت دولت مصوب شود.
ناكارآمدي خصوصي سازي ها
با وجود اعمال سياست هاي خصوصي سازي و واگذاري برخي كارخانجات نساجي به بخش خصوصي، طي سال هاي گذشته واگذاري اين كارخانجات از كارآمدي لازم برخوردار نبوده و با انتقال اين واحدها به بخش خصوصي نيز روند زياندهي و ورشكستگي اين كارخانجات تداوم يافته است.
اين امر موجب شده است تا برخي كارخانجات واگذار شده به بخش خصوصي، بازپس گرفته شده و مجدداً به بخش غيردولتي واگذار شوند. بالا بودن قيمت عرضه اين كارخانجات به بخش غيردولتي، نبود انگيزه و انسجام لازم براي سودده كردن اين كارخانجات در بخش خصوصي و واگذاري اين كارخانجات با هدف كسب درآمد دولت به بخش هاي ناكارآمد غيردولتي، موجب گرديده تا به علت انجام نشدن بررسي و كارشناسي هاي لازم در خصوصي سازي ها عملاً دولت و بخش خصوصي متحمل زيان هاي بيشتري شوند.
دبير انجمن صنايع نساجي با اشاره به ناكارآمدي خصوصي سازي در صنايع نساجي مي گويد: خصوصي سازي كارخانجات نساجي بدون انجام مطالعات و بررسي هاي لازم موجب شده است تا بسياري از كارخانجات سودده دولتي پس از واگذاري به بخش خصوصي زيان ده شده و به واحدهايي ورشكسته تبديل گردند. از يك سو بخش غيردولتي متقاضي اين كارخانجات از توانمندي لازم برخوردار نبوده و در واقع از خصوصي سازي فروش املاك، زمين و تجهيزات را دنبال كرده اند و از سوي ديگر دولت نيز در اين خصوصي سازي كسب درآمد را مد نظر قرار داده و به همين دليل كارخانجات نساجي با قيمت هاي بالا به بخش غيردولتي منتقل شده و در عمل بخش خصوصي توان مالي لازم براي بهينه سازي توليد و نوسازي اين كارخانجات را نداشته است. جمشيد بصيري با بيان اين كه در اين خصوصي سازي ها افزايش توليد و اشتغال مورد توجه نبوده مي گويد: در حال حاضر حدود 120 كارخانه دولتي نساجي براي واگذاري در چارچوب سياست هاي خصوصي سازي وجود دارد كه اغلب زيان ده هستند. معتقدم شيوه واگذاري اين كارخانجات و سازوكارهاي اجرايي خصوصي سازي در صنايع نساجي تأثير به سزايي در ميزان كارآمدي خصوصي سازي ها خواهد داشت. بهتر است اين كارخانجات با قيمت كمتر و تضمين سوددهي و اشتغالزايي بيشتر به بخش غيردولتي منتقل شده و از نگاه درآمدي دولت در اين واگذاري ها پرهيز شود.
اين در حالي است كه مديركل دفتر صنايع نساجي و پوشاك وزارت صنايع و معادن معتقد است همه واگذاري ها ناموفق نبوده، گرچه سياست هاي خصوصي سازي توفيق چنداني نداشته و برخي كارخانجات نساجي پس از برگشت مجدداً به بخش غيردولتي واگذار شده اما اين واگذاري هاي مجدد نتايج مطلوبي را به دنبال داشته است.
هوشنگ قادريان ناكارآمدي خصوصي سازي كارخانجات نساجي را ناشي از تعجيل در واگذاري اين واحدها دانسته و مي گويد: از آنجا كه قبلاً واگذاري كارخانجات نساجي شتابزده صورت گرفته و بررسي كافي براي شناسايي و ارزيابي متقاضيان خصوصي اين واحدها صورت نگرفته، نمي توان نتايج بهتري را در اين خصوصي  سازي ها انتظار داشت.
وي كارخانجات دولتي قابل واگذاري تا پيش از اجراي قانون نوسازي و بازسازي صنايع نساجي را حدود 45 درصد دانسته و مي گويد: اكنون تنها۱۰ درصد واحدهاي نساجي كشور متعلق به دولت بوده كه كمتر از۲۰ واحد بزرگ دولتي را شامل مي شود؛ گرچه از نظر حجم فعاليت اين كارخانجات بسيار بزرگ هستند. همچنين بخشي از علل زيان ده بودن كارخانجات دولتي واگذار شده به بخش غيردولتي با مشكلات مشترك ناشي از زيرساخت هاي بيمارگونه اقتصادي مانند نرخ بالاي بهره بانكي در بخش صنعت مرتبط است. از سوي ديگر براي خريد واحدهاي نساجي بايد توانمندي مالي لازم وجود داشته باشد. اين در حالي است كه برخي متقاضيان خصوصي خريد واحدهاي نساجي، از توانمندي و امكانات مالي لازم برخوردار نبوده و يا از آن استفاده نكرده اند.

اقتصاد انرژي
سرمايه گذاري نفتي نروژ
گروه اقتصادي: انجمن ملي صنعت نفت نروژ پيش بيني كرد ميزان سرمايه گذاري هاي نفتي در اين كشور در سال جاري و دو سال آينده به ركوردي تازه دست خواهد يافت.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از اسلو، انجمن ملي صنعت نفت نروژ در گزارشي كه روز دوشنبه منتشر شد اعلام كرد با افزايش يافتن بهاي هيدروكربورها، ميزان سرمايه گذاري هاي نفتي در نروژ در سال هاي 2006، 2007 و 2008 ميلادي به ارقامي بي سابقه خواهد رسيد.
طبق اين تحقيق، ميزان سرمايه گذاري هاي نفتي در بخش هاي اكتشاف، توسعه، استخراج، انتقال و نيز زيرساخت ها، در سال جاري از مرز يكصدميليارد كرون خواهد گذشت و به رقم بي سابقه 101ميليارد و 500ميليون كرون (12ميليارد و 400ميليون يورو) خواهد رسيد. اين در حالي است كه رقم يادشده در سال ۲۰۰۵ ميلادي نزديك به 87ميليارد كرون بود.
كشور نروژ با وجود اينكه از لحاظ ذخاير، تنها يك درصد از كل ذخاير جهان را داراست، سومين صادركننده نفت جهان است. اين كشور تا پايان سال 2002 در حدود 16ميليارد بشكه از ذخاير نفتي خود را برداشت نموده است. انجام عمليات اكتشاف جديد و توسعه تكنولوژي هاي اكتشاف و حفاري نروژ موجب شده تا نه تنها سطح ذخاير اين كشور نسبت به دهه 1980 و 1990 كاهش نيابد بلكه افزايش نيز يابد.دولت نروژ از طريق مشاركت و حضور مستقيم در پروژه هاي اكتشاف، بهره برداري، توزيع و انتقال گاز به مديريت اين فعاليت ها مي پردازد. ارزيابي نحوه اين مشاركت جهت اعمال مديريت مي تواند راهكارهاي مفيدي را جهت مديريت بهره برداري از منابع هيدروكربوري كشور ارائه نمايد. نحوه اعمال اين مديريت از طريق تصدي گري و دخالت در مسائل مختلف شركت هاي فعال در پروژه ها اعمال نمي شود بلكه نروژ در حوزه مديريت توسعه نفت و گاز به جاي ايفاي نقش يك دولت متصدي، نقش دولتي سرمايه گذار را برگزيده تا از اين طريق نفوذ خود را در بخش هاي مختلف حفظ نموده و مديريت خود را بدون دخالت مستقيم اعمال نمايد. در ضمن سهم خود را نيز از منافع حاصله در تعامل با سهم واقعي شركت ها دريافت نمايد.
به طور كلي درآمدهاي دولت در كوتاه مدت و بلندمدت از ماليات، سيستم بهره مالكانه و حق الارض، منافع مالي مستقيم دولت و سود سهام دولت در استات اويل و هيدرو كسب مي شود. در بهره مالكانه 8 تا 16درصد از ارزش توليد ناخالص حوزه دريافت مي شود. امروزه در امتيازات جديد واگذار شده، بهره مالكانه دريافت نمي شود و به تدريج در حال لغوشدن است. بر اساس قانوني كه اخيرا تصويب شده بهره مالكانه از اول ژانويه 2006 براي همه حوزه ها لغو خواهد شد. از تعرفه هاي ديگر بر فعاليت هاي نفتي، حق الارض است؛ بدين صورت كه در همه مجوزهاي توليد قبل از انقضاي دوره اكتشاف اين تعرفه بايد پرداخت شود. بر خلاف بهره مالكانه، نرخ حق الارض روند صعودي داشته و در دهه 1990 سالانه از هر كيلومتر مربع 7000كرون حق الارض دريافت شده كه در حال حاضر به سالانه 70000كرون در هر كيلومتر مربع رسيده است.

نگاه امروز
تقويت زيرساخت هاي صنعت
دكتر عليرضا سلطاني
با ابلاغ بند ج سياست هاي كلان نظام در اصل 44 قانون اساسي در تيرماه سال جاري، روند اجرايي اين سياست ها جان تازه اي به خود گرفت و عملاً خصوصي سازي به عنوان سياست راهبردي اقتصادي كشور به رسميت شناخته شد. به دنبال آن تحركاتي درجهت واگذاري شركت هاي دولتي به بخش خصوصي آغاز گرديد كه البته پس از مدتي اين روند آهنگ كندي به خود گرفت. اما آنچه در اجراي سياست هاي اصل 44 تاكنون مورد بي توجهي قرار گرفتند سياستگذاري و بسترسازي درجهت فعال شدن بخش خصوصي در شكل سرمايه گذاري جديد است. به عبارت ديگر دولت به عنوان حاكميت براساس بند الف سياست هاي اصل 44 ملزم به فراهم كردن زمينه هاي سرمايه گذاري بخش خصوصي در كنار واگذاري شركت هاي دولتي است. به نظر مي رسد اين مهم در تب و تاب حباب وار واگذاري شركت هاي دولتي درحال فداشدن است.بسياري از حوزه هاي اقتصادي و صنعتي كشور درحال حاضر از وضعيت مناسب و پررونقي برخوردار نيستند. حتي در برخي بخش ها ركود و بحران به چشم مي خورد كه ضروري است دولت با هدف كمك به رونق اقتصادي با توسل به ساز و كارهاي مختلف، آنها را در شرايط نسبي رونق و ثبات قرار دهد تا هم واگذاري شركت هاي دولتي تابعه آنها به سهولت انجام گيرد و هم زمينه سرمايه گذاري هاي جديد از سوي فعالان اقتصادي غيردولتي فراهم آيد.
ازجمله اين بخش ها، صنعت نساجي است كه به عنوان يكي از باسابقه ترين صنايع مدرن ايران در سال هاي اخير در گردونه ركود و بحران قرار گرفتند و تاكنون راهكاري براي خروج از اين ركود نيز به نتيجه نرسيده است. حال آنكه صنعت نساجي با توجه به بازار بزرگ و پرجاذبه آن در كشور و همچنين فراهم بودن بخشي از منابع اوليه آن ازجمله صنايع مزيت دار ايران به شمار مي آيد. در شرايط كنوني صنعت نساجي حتي از قدرت رقابتي لازم براي حضور در بازارهاي داخلي برخوردار نيست و ورشكستگي بسياري از كارخانجات كوچك و متوسط و همچنين بيكاري قشر عظيمي از نيروي فعال آن، مصداق اين ناتواني است.به نظر مي رسد دولت قبل از پرداختن به جنبه هاي ظاهري و آسان سياست هاي اصل،۴۴ بايد به تقويت بنيادها و زيرساخت هاي بخش هاي مختلف صنعتي ازجمله صنعت نساجي بپردازد تا با فراهم شدن شرايط پويا و روبه پيشرفت در اين بخش ها، توان رقابتي آنها افزايش يافته و عملاً زمينه واگذاري ها و سرمايه گذاري هاي جديد فراهم شود. صنعت نساجي كشور امروز نيازمند تزريق سرمايه، تكنولوژي و مديريت كارآمد است. باتوجه به اينكه بخش قابل توجهي از واحدهاي نساجي كشور كه درحال فعاليت هستند يا ورشكست شده اند، در زمره بنگاه هاي كوچك و متوسط با بازدهي زود اقتصادي بوده اند، طبيعتاً در شرايط كنوني كه ازجمله سياست هاي دولت ايجاد و تقويت اين بنگاه هاست، توجه ويژه به واحدهاي نساجي بايد در اولويت باشد.

اقتصاد
اجتماعي
انديشه
سياست
شهرآرا
ورزش
هنر
اجتماعي
ادب و هنر
اقتصادي
دانش فناوري
بـورس
زادبوم
حوادث
بين الملل
فرهنگ و آموزش
سياسي
سلامت
شهري
ورزش
صفحه آخر
همشهري ضميمه
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 

مديريت اسلامي و تاکيد بر نظام ارزشي در اسلام
مديريت اسلامي و تأکيد بر نظام ارزشي اسلام
مديريت اسلامى شيوه ‏اى از مديريت است که تمامى افراد يک مجموعه را به صورت انسانهاى مسئول و متأثر از ارزشها با جهت‏ دهى نظام ارزشى ‏اسلام در نظر مي گيرد .

وجه تمايز مديريت اسلامى از ديگر نظام ‏ها در نظام ارزشى است که نشأت گرفته از جهان ‏بينى الهى ‏مى ‏باشد. اين جهان بيني کل جهان هستى را به صورت مجموعه ‏اى هماهنگ و هدفدار مى‏بيند که سنت‏هاى ربوبى بر آن حاکم است.

در اين نوع اداره جامعه، شرافت انسانى مد نظر است و قواى نباتى و حيوانى در واقع، زمينه ‏ساز رشد انسانى و کمال معنوى و ابزارهايى براى رسيدن به درجات بلند و سعادت جاودانى است .

 بنابراين، بايد در تعيين اهداف و خط مشى  ‏هاى سازمان، اصالت را به‏ ارزش ‏هاى معنوى داد . به اين معنا که اسلامى بودن سازمان اقتضا دارد ‏در حيطه فعاليت آن، اهداف معنوى و هنجارهاى مربوط به آن رعايت‏ شده و نه تنها تأمين منافع مادى موجب پايمال کردن مصالح انسانى ‏نشود، بلکه حتى ‏المقدور سعى بر اين باشد که منافع مادى در جهت‏ مصالح انسانى و مقدمه ‏اى براى توسعه و تعميق بينش ‏هاى الهى و ترويج ‏شعائر اسلامى قرار گيرد.

در مديريت اسلامى، نگرش الهى وجود دارد يعنى به‏ انسان با اين ديد نگريسته مى‏ شود که وى لايق کرامت انسانى بوده و مستعد رسيدن به قرب الهى و نيل به مقام جانشينى خدا است.

از آنجا که هدف مديريت ‏اسلامى هدايت و رشد انسان‏ ها است، مدير اسلامى به فراخور افراد سازمان ‏خويش، پيوسته در پى آن است که همگام با پيشرفت مادى مؤسسه و فراهم شدن امکانات مادى براى کارکنان، به رشد و تعالى معنوى افراد سازمان نيز بينديشد .

در نظام مديريت اسلامى، انسان مسئول اعمال خويش است در حالى که در نظام ‏هاى ديگر، مانند حربه‏ اى تلقى مي شود که به انسان ‏قدرت مى‏ دهد تا در عرصه تمايلات شخصى‏ خويش ‏کوشش‏ نمايد و به ‏اهداف‏ شخصى‏ و سازمانى‏ خود دست ‏يابد.

در نظام مديريت اسلامى، بيشترين اهميت‏ به مهارت ارتباط با خدا داده مى ‏شود که "تقوا" ناميده مى‏شود. حتى ارزش و مقام ‏هر کس با تقوا ارزيابى مى‏گردد و با ارزشترين افراد با تقواترين ‏آن‏ها شمرده مى‏شوند، اگر مدير مهارت ارتباط با خدا را داشته باشد خروج ‏از مشکلات براي وي آسان و سهل شده و بهتر مى‏تواند از مشکلات رهايى ‏يابد .

انسان در آينه ارتباط، هم نيازمند رابطه با خداست وهم خلق خدا.

مديران نيز در هرم سازمان اسلامى نياز به هر دو مهارت دارند. شک نيست که مدير با داشتن مهارت دوم، مى‏تواند استعدادها و منابع ‏انسانى را جذب کرده و موجب حل معضلات اجتماعى گردد.

با توجه به برقرارى ارتباط و وابستگى قوام اجتماع به آن، دارا بودن توانايى انسانى براى مديران ضرورى است.

نياز به مردم، اصلى است که يک مدير بايد پيوسته به آن  توجه داشته و طورى عمل کند که بتواند از امکانات آنها بهره ‏ورى نمايد .

ساير مهارتها نيز با اندک تفاوتى در مراحل بعدى قرار مى‏گيرند، اگرچه بعضى مواقع به مهارت فنى اهميت داده مى‏شود و گاهى نيز مهارت ‏ادراکى ارزش مي يابد.

در نظام مديريت اسلامى نيز اگر چه انسان محور است، اما فقط انسان‏ عامل کليدى نيست، بلکه رضايت عموم مردم، اعم از افراد درون مؤسسه‏ يا اشخاص مرتبط با آن نيز عامل کليدى سازمان محسوب مي شود، به عبارت ديگر رضاى حق ‏تعالى، که در خشنودى رعيت نهفته شده، عامل ‏بسيار مهمى است که در بستر جامعه بايد به انديشيد.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 9:44 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 
                                         
 
از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين وبنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .

و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات
معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب محسن  كه هميشه حسن نيت و صداقتم را
در خدمت به اهالي محترم  گروپ  ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
 
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
 
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
 
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد
مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نوزدهم : بهمن ماه سال جاري به همين ایمیل ارسال
نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.
 
مهم: محدوديت سني: فقط  19 تا  22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر
هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
 
حداقل مشخصات
 
الف) مشخصات ظاهري
 
- قد 165-170
 
- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم
 
- اندام برزيلي
 
- چهره متناسب و دوست داشتني
 
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
 
- لباس مارك پوش حتما
 
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
 
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
 
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
 
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
 
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
 
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
 
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
 
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
 
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
 
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
 
 
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
 
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
 
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
 
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
 
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
 
ب) مشخصات مالي
 
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
 
- ترجيحا پدرش بالا  65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
 
- حتما متكمن باشه باباش
 
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
 
- موبايل ۰۹۱۱( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا
 
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
 
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
 
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
 
- مبل نشيمن
 
- مبل پذيرايي
 
- مبل نهار خوري
 
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
 
- سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال
 
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
 
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
 
- سورخكن
 
- تستر
 
- ساندويچ ميكر
 
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
 
- همينطور جارو برقي و ...
 
- لوازم صوتي و تصويري كامل
 
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
 
- لباسشويي كنوود
 
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
 
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
 
ج):مشخصات تحصيلي
 
- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
 
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
 
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
 
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
 
 چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه می شوند.
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط شکوه خواه  | 
 

 

 

 

 

 

1- تعاون يعني چه؟

 تعاون به زبان ساده به معني «همكاري» و مساعدت است هنگامي كه فردي نتواند به تنهايي كاريا فعاليت كند بهتر است ازديگران كمك بگيرد تا آن كاررابه صورت دسته جمعي وباهمكاري يكديگرانجام دهند. اين شيوه انجام كار را«ت‍‍عاون» مي گوييم.

 2- شركت تعاوني چيست؟

 هرگاه يك گروه ازمردم ازروي ميل وعلا قه وبراي رسيدن به هدفهاي مشترك اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي طبق قانون بخش تعاوني   واساسنامه شركتهاي تعاوني با مشورت وهمكاري دورهم جمع شوند وبه صورت عادلانه با سرمايه گذاري فعاليتي راشروع نمايندودرسودوزيان آن سهيم باشند درواقع يك شركت تعاوني تأسيس كرده اند وهريك از آنان رايك عضوشركت تعاوني مي نامند.

درشركتهاي تعاوني همه اعضاء با هم برابر وهرعضوداراي يك رأي مي باشد بنابراين شركت تعاوني، سازماني اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي است وهدف آن حل مشكلات ، تأ مين رفاه وزندگي بهتربراي اعضاء است.

 3- هدف بخش تعاوني كدامند؟

بخش تعاوني اقتصاد كشوربراي انجام فعاليتهاي تعاوني داراي قانون وهدفهاي گوناگوني به شرح ذيل است:

      -        ايجادوتأمين شرايط وامكانات كاربراي همه به منظوررسيدن به اشتغال كامل.

-          قراردادن وسايل كاردراختيار كساني كه قادربه  كارند ولي وسايل كارندارند.

-          پيشگيري ازتمركزو تداول ثروت دردست افراد وگروههاي خاص جهت تحقق عدالت اجتماعي.

-          جلوگيري ازكارفرماي مطلق شدن دولت .

-          قرارگرفتن مديريت وسرمايه ومنافع حاصله دراختيار نيروي كاروتشويق بهره وري مستقيم ازحاصل كارخود.

-          پيشگيري ازانحصار، احتكار ، تورم واضراربه غير.

-          توسعه وتحكيم مشاركت وتعاون عمومي بين همه مردم.

 4- انواع شركتهاي تعاوني

شركتهاي تعاوني باتوجه به هدفهاووظايفي كه دارندبه انواع مختلفي تقسيم مي شوند امابه استنادماده26 و 27 قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي ايران شركتهاي به دو دسته تقسيم مي شوند:

 شركتهاي تعاوني توليدي:

تعاوني هاي توليد شامل تعاوني هايي است كه درامور مربوط به كشاورزي ، دامداري، دامپروري، پرورش و صيدماهي ، شيلات ، صنعت ، معدن ، عمران ، شهري وروستايي وعشايري ونظايراينها فعاليت مي نمايند.

شركتهاي تعاوني توزيعي:

تعاونيهاي توزيع عبارتند ازتعاوني هايي كه نياز مشاغل توليدي ويا مصرف كنندگان خودرا درچارچوب مصالح عمومي ومنظور كاهش هزينه ها وقيمتها تأمين مي نمايند.

5- چگونه يك شركت تعاوني تشكيل دهيم ؟

يك شركت تعاوني وابستگي تشكيلا تي به دستگاههاي دولتي ندارد وجزواشخاص حقوقي به حساب مي آيد از اين رو تشكيل آن نيازمندعزم واراده افراد جامعه است به عبارت ديگردولت اقدام به ايجاد تعاوني نمي كند بلكه عده اي ازاشخاص كه داراي خواست وهد ف مشترك هستند سرمايه وامكانات خودرادريك جاجمع كرده ودريك شركت تعاوني باحداقل 7 نفرتشكيل مي شود.

 اين افراد لازم است شرايط زيررابراي عضويت داشته باشند:

1-     تابعيت جمهوري اسلامي ايران.

2-     نداشتن ممنوعيت قانوني وحجر.

3-     خريدحداقل سهام مقرردراساسنامه .

4-     درخواست كتبي عضويت وتعهد رعايت مقررات اساسنامه تعاوني.

5-     درشركت تعاوني مشابه عضونباشد.

سپس سه نفررابه عنوان هيأت مؤسس انتخاب مي كنند كه كارهيأت مؤسس انجام كارهاي مربوط به تشكيل شركت تعاوني است.

 مراحل تشكيل شركت تعاوني:

 1-   ارائه درخواست كتبي جهت دريافت موافقت نامه تشكيل شركت تعاوني به اداره كل تعاوني استان يااداره تعاون شهرستان ، كه درآن دليل تشكيل شركت تعاوني ، تأمين سرمايه وامكانات لازم براي شروع فعاليت، تعداد داوطلبان ومشخصات آنان وميزان سهم هرعضومشخص مي شود.

2-     تهيه مجوز فعاليت ازدستگاههاي مربوطه.

3-     اداره تعاون پس از بررسي مدارك ارائه شده توسط هيأت مؤسس ، موافقت نامه تشكيل راصادر مي نمايد.

4-     شركت هيأت مؤسس درآموزش يكروزه آشنايي باقوانين ومقررات بخش تعاوني.

5-     تهيه اساسنامه شركت تعاوني ومعرفي به بانك يا صندوق تعاون جهت افتتاح حساب.

6-   تشكيل اولين مجمع عمومي عادي جهت تصويب اساسنامه شركت وانتخاب اولين هيأت مديره وبازرسان شركت ودادن مأموريت به هيأت مديره جهت ثبت شركت تعاوني.

7-     بررسي مدارك مجمع عمومي توسط اداره كل تعاون ويااداره تعاون شهرستان ومعرفي به اداره ثبت شركتها.

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

پــِـوندهــا

صفحه اصلي

درباره استــان

...تعــاون يـعني

مديران اتحـاديــه هـا

 

 


درباره سايـــت

 


ارتبـــــاط بـــا ما

 مرزنشيـــــنان استان خـــوزستان

 


 


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط شکوه خواه  | 
میلاد با سعادت امام علی(ع)مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط شکوه خواه  |